این سئوال را اغلب مردم اعم از زنان،دختران،پسران،مردان و خلاصه همه از ما می پرسند که چه کنیم تا شخصیتی مطبو ع و جذاب و به قول آنها زیبا پیدا کنیم همه ما می دانیم که منظور از شخصیت جذاب وگیرا کدامست اشخاصی که شخصیت جذابی دارند بمحض برخورد با ما را به طرف خود جلب می کنند در این اشخاص یکی قسم گرمی وسادگی وجود دارد  نصب انها گمان بد نمی بریم آنها نیز ما را از خود نمی رانند چنینی احساس می کنیم که در واقع نیروی مرموزی ما را به طرف انان می کشاند شخصیت در حقیقت چیزی است که می توان آنرا تقویت کرده به پیش راند گاه می شود که امید خود را نسبت به شخصیت خود از دست می دهیم وچنین تصور می کنیم که اگر در مثل دارای صفاتی که باید نیستیم دیگر کاری نمی شود کرد وباید سوخت وساخت این عقیده درست نیست

گوردون بایرون در کتاب خود نیز عنوان از فرصت های زندگی برای رشد شخصیت خود استفاده کنید چنین نوشته است :شما هر روز در حال تغییر وتبدیل هسید یاخته های بدنتان یعنی آن موجودات ذره بینی زنده ای که جسم تان را به وجود آورده اند هر روز می میرند ویاخته های تازه ای جای آنها را می گیرند شخصیت تان نیز مرتبا”در حال تغییر است یعنی اگر سالم باشید یا مریض اگر خوش بین باشید یا بد بین اگر امیال معقول داشته باشید یا نا معقول این همه در شخصیت شما موثر واقع شده آنرا تغییر می دهند پس نخستین عقیده ای که باید درباره زندگی خود پیدا کنیم این است که شخصیت یک چیز ثابت نیست وپیوسته در حال تغیر و وتبدیل است

شخصیت یک چیز اکتسابی است وفطری ومادرزادی نیست ودر نتیجه این در اختیار ماست که شخصیت خود را انطور که دلمان می خواهد بسازیم ودر واقع آنرا مطابق شخصیت هائی بکنیم که بی اندازه مورد تحسین ما واقع اند وبه عبارت دیگر غبطه شخصیت جذابشان را می خوریم با توجه بدانچه گذشت یکی از ارههای تدارک یک شخصیت جذاب اینست که اشخاص را سرمشق خود قرا ر دهیم نکته مهم اینست که قهرمان خود را که باید از او پیروی کنیم از میان شخصیت های واقعا جذاب انتخاب نمائیم برای اینکه دارای شخصیتی جذاب وگیرا شویم باید عادات وصفاتی را که ذیلا”شرح می دهم رفته رفتخ در خودمان بوجود آوریم :

نخستین صفتی که باید در خودمان بوجود آوریم اینست که دقیق باشیم منظور از دقیق بودن اینست که ببینیم واقعا”می خواهیم صاحب چه نوع شخصیتی بشویم مثلاکسی که سر به هوا و وغیر دقیق است وبدانچه می گوید توجهی ندارد وبه نحو لباس پوشیدن خود فکر نمی کند وراه رفتنش نیز بی قاعده است کثیف است وبدظاهر است به یقین نمی تواند در نظر مردمان یک شصیت جذاب جلوه کند بدیهی است که درباره هر کدام از موضوعات زیر مانند سخن گفتن ،پرداختن به ظاهر وطرز راه رفتن وصحبت کردن وغیره می توان  مقاله جداگانه ای نوشت وما نیز تا کنون به کرات در این باب چه مستقیم وچه غیر مستقم چیز نوشته ایم در اینجا منظور ما فقط اینست که توجه شما را به این نکته جلب کنیم که یک ظاهر آراسته وطرز راه رفتن وصحبت کردن چقدر در شخصیت آدمی موثر است

حقیقت اینست که در نخستین برخورد ما با دیگران تنها چیزی که جلب توجه آنها را می کند همانا ظاهرماست واگر به ظاهر خود بی علاقه وبی توجه باشیم در واقع نه تنها بخود ظلم کرده ایم بلکه پاس احترام دیگران را نیز نگاه نداشته ایم همه ما وظیفه داریم که بخودمان احترام بگذاریم واگر به ظاهر خود نپردازیم ودر تمیزی خود نکوشیم ودر سخن گفتن نیز لاابالی باشیم آشکار است که در ایفای این وظیغه کوتاهی کرده ایم پس برای انکه شخصیت جذابی داشته باشیم نخستباید به ظاهر خود دقیق شویم زیرا ظاهر آشفته نشانه روح آشفته است در عوض آدمی که ظاهرش مرتب وشسته ورفته است این علامت انست که روحش نیز آشفته نیست ونظم وترتیبی در آن حاکم است وداشتن نظم وترتیب خود یکی از عناصر سازنده یک شخصیت جذاب وقوی است خلاصه کلام اینست که اگر نتوانیم بوجود خود حکومت کنیم وآنرا آن طوری که پسندیده است در آوریم نباید انتظار داشته باشیم که در دیگران نفوذ کنیم وانها را به تحسین خود وادار سازیم

 دومین قدمی که باید در راه بدست آوردن یک شخصیت قوی برداریم اینست که پیوسته متبسم باشیم هیچکس نمی تواند منکر قدرت اسرارامیز یک لبخند باشد .اخم وتخم مردم را از ما منزجر ودلتنگ می سازد انکار نمی توان کرد که یکی از پایه های اساسی یک شخصیت جذاب همین تبسم وقیافه ای شادداشتن است البته منظوراین نیست که شخص لبخند ساختگی بر لب داشته باشد وبه مدد آن بخواهد در دیگران نفوذ کند لبخند ساختگی نه تنها موجب تقویت شخصیت نمی شود بلکه بر عکس از ملاحت شخصیت آدمی بسی می کاهد اخیرا”دو کامیون با هم تصادف کرده بودند وراننده یکی از کامیونها که مردی عصبی بود ولیکن درون وبیرون کامیون خود را با کلمات اخلاقی ومذهبی زینت داده بود ناسزائی نثار راننده دیگر کرد راننده دومی با خونسردی در جواب گفت مهم نیست که شما به خدا ومذهب واخلاق مظاهر کنید آدم باید قلبا”به این اصول معتقد باشد منظورم اینست که لبخند باید از دل برخیزد وتا لاجرم بر دل نشیند همانطوری که می گویند سخنی کزدل برآید لاجرم بر دل نشیند لبخند باید صادقانه باشد به عقیده من اگر ادمی لبخند بزند بهتر است تا لبخند ساختگی تحویل مخالف خود بدهد لبخند صادقانه وطبیعی نشانه اینست که شخص حاضر به همکاری است حاضر به همدردی است خلاصه دوست است نه دشمن .

همین چیزهای کوچک اهمیت حیاتی در زندگانی آدمی دارند مخصوصا”در روابطی که آدمی با همنوعان خود برقرار می سازد وهمین چیزهاست که شخصیت فرد را جذاب وگیرنده از آب در می آورد .سومین نکته ه باید بدان توجه کنید اینست که همیشه قدر دان باشید کسی که دائما” فکر می کند که کشتیش در دریا غرق گشته واز همه چیز وهمه کس گله مند است وتقصیر شکست های خود را بگردن دیگران می اندازد دارای شخصیت نا مطبوعی خواهد داشت ودیگران را از خود منزجر ومتنفر خواهد ساخت .وحال انکه اگر چشم وگوش خودمان را باز کنیم وبه چیزهای خوب وشتدی بخشی که دورو بر ما را در برگرفته دقیقد شویم آنوقت جتوجه خواهیم شد که هر تار موی ما زبانی می داشت وباز از عهده شکر آنچه از خوبی در این دنیا وجود دارد بر نمی آید وهمین احساس رضایت وتوجه به قدردانی بصورت یک قسم حالت شادی در قیافه آدمی جلوگر می شود وموجب می گردد که اطرافیان ما نیز از این شادی سهمی ببرند .

اگر به جنبه های امور توجه کنیم وحساب کنیم که چقدر باید به خاطر نعمتی که بما ارزانی شده شکر نمائیم آنوقت خواهیم دید که اطرافیان وکسانی که با ما معاشرت می کنند چقدر تشویق خواهند شد که مثل ما عمل کنند حضرت علی (ع ) می فرماید :سلامتی ها وقتی که ادامه یافت از چشم مردم می افتد وفقط زمانی مردم متوجه آن چیز های خوبی که دارند می شوند که این چیز ها از دستشان در برود .شخصیت شما اگر آنچنان که دیگران بکار نیک سوق می دهد دیگران باید به سبب بختی که پیدا کرده اند تا با شما آشنا شوند باید شاکروحق شناس باشند .چهارمین اقدامی که باید برای کسب یک شخصیت جذاب وقوی بعمل آورد اینست که با حرارت پر جنب وجوش باشیم کم نیستند کسانی که سر خوشبختی وتوفیق خود را داشتن وجنب وجوش بحساب آورده اند عده زیادی از مردمان جوانی ونشاط خود را تا سنین پیری حفظ می کنند وهر وقت که آنها را می بینید متوجه می شوید که هدف ونقشه ای تمام هم وغم آنها را به خود جلب کرده ودر واقع با عشق وعلاقه بدنبال اجرای نقشه وهدفی که هستند وبا تحریک وفعالیت هر چه کاملتری می کوشند تا نقشه های خود را یکی بعد از دیگری به مرحله اجرا در آورند خانه می سازند کتاب می نویسند شعر می گویند راه می سازند روزنامه نشر می دهند سخنرانی می کنند واز این قبیل .

بقول گوردون بایرن شورونشاط را نباید با تظاهر وهیاهو دادوفریاد اشتباه کرد چه بسیارند کسانی که در نهایت تحریک وجنب وجوشند ولیکن صدایشان در نمی آید در سکوت فعالیت می کنند آتشی که درونتان مشتعل است مهم است نه دودی که احیانا”از ان بیرون می زند شوروشوق داشتن وقتی که با تظاهر آمیخته نبود وفقط متوجه نقشه ای شد که در پیش داریم وموجب می شود که یکنواختی وملال که خواه وناخواه هر کاری پیش می آید بر طرف گردد مشکلات یکی بعد از دیگری از پیش پای برداشته شود ونشاط ما زیادتر گردد .

بدلایل بالاست که داشتن شوروشوق وتحریک را از عوامل مهمه تدارک یک شخصیت قوی وجذاب می دانیم پنجمین نکته ای باید در مورد کسب یک شخصیت قوی بدان توجه داشت اینست که شخص باید فهم داشته باشد ومنظورم از فهم اینست که بداند هر چیز بجای خویش نیکوست روزی یکی از مدیران معروف در معرفی یکی از همکاران خود گفت این مرد کسی است که هر چیز را به موقعش می گوید .در یکی از کتابهای تورات نیز آمده است که سخن وخاموشی هر کدام وقتی دارد شاعر ما نیز گفته دو چیز تیره عقل است دم فرو بستن به وقت گفتن وگفتن به وقت خاموشی .هیچ برای شما پیش امده که بی اراده سخن انتقاد آمیزی به زبان اورده وبعد پشیمان شده با خود گفته باشید (کاشکی می توانستم جلو زبانم را بگیرم )در عوض گاه نیز فرصت پیش می آید که با سخن خود کسی را به کار خیری تشویق کنیم ولیکن این کار را نمی کنیم وبعد پشیمان شده با خود می گوئیم (مثل اینکه زبان بکام نداشتم وگرنه می شد با گفتن یک کلمه محبت آمیز جلو فلان جنایت را گرفت )فهمی که از ان در بالا حرف زدیم در واقع بدان استعدادی اطلاق می شود که شخص بدان واسطه می تواند خود را بجای دیگران بگذارد وآنها را بفهمد وبه غمها وشادیها واوضاع واحوال روحی انها پی ببر د.ما عادت داریم که معمولا”از خودمان حرف بزینم وگاه خشم ومخالف خود را نسبت به دیگران بنحوی بیان می کنیم و اگر مختصر همدردی با آنان می  داشتیم به هیچروی چنین رفتار نمی کردیم بعبارت دیگر اگر بتوانیم خودمان را بجای دیگران بگذاریم وشرایط آنان را درک کنیم کمتر پیش می آید که آنها را محکوم کنیم ویا بر ضد انا بخشم آئیم وزبان به نکوهش آنان باز نمائیم اگر بدانچه در این قسمت گفتیم عمل کنید خیلی زود به فهم وشعور شهرت پیدا خواهید کرد .

         ششمین نکته که باید در مورد سب یک شخصیت قوی بدان عمل کرد اینست که آماده کمک به دیگران باشید منظورم اینست که گاه در رفتار خود با دیگران گذشته از حرف به عمل نیز احتیاج پیدا می کنیم قاطبه مردم احتیاج دارند وقتی که دچار مشکلی می شوند دیگران به کمکشان بشتابند وقتی که به مسئولیت خود در قبال مردم پی بردیم شخصیت ما رشد می کند وتوسعه می یابد شرکت در غم دیگران غم های ما را سبک می کند وقتی که صادقانه شریک غم دیگران می شویم ویا با دست وزبان خود می کوشیم که از بار گرفتاریهای دیگران بکاهیم آنوقت است احساس می کنیم غم های خود را فراموش کرده ایم اگر نظری به دور وبر خود بیفکنیم ودر کار کسانی ک شخصیت شان مورد ستایش ماست دقیق شویم متوجه می شویم که این شخصیت های جذاب معمولا”کسانی هستند که بیش از آنکه به کارهای شخصی خود بپردازند بفکر بر طرف کردن گرفتاریهای دیگرانند بابلاخره هفتمین عامل سازنده یک شخصیت جذاب این است که قابل اعتماد باشیم مردم باید یقین کنند که رازشان را می توانند با ما بگویند وما نیز این راز را به دیگران نمی گوئیم مردم باید اعتقاد پیدا کنند که می توانند به ما متکی باشند

در روزگاری که بدگمانی وعدم ثبات ودروغ وتزویر رواج دارد صفات پسندیده ای از نوع صداقت ،با وفائی ،راستگوئی وثبات رأی واعتقاد همچون چراغ های پر نوری هستند که در تارکی بدرخشند اگر می خواهید شخصیتی نیرومند جذاب ودوست داشتنی داشته باشید سعی کنید به هفت نکته ای که در بالا بدان اشاره کردم بیندیشید وبا تمرین وممارست آنرا از خویشتن سازید .